ارمني‌:   David the Armenian ،   چشم‌پزشك سالرنويي‌
بيزانسي‌:          Zacharias ،           چشم‌پزشك سالرنويي‌

مجموع مساعي مسيحيت غربي‌، هم‌چنان‌كه در اين‌جا توصيف شد، به‌وسيله‌ٴ 100 تن‌ صورت گرفت‌، كه 40 تن فرانسوي‌، 24 تن ايتاليايي‌، 11 تن آلماني‌، 11 تن انگليسي‌، 4 تن‌ اسپانيايي‌، 5 تن اسكانديناوي بودند. همه‌ٴ اينان به لاتيني نوشتند، جز نه نفر، كه چهار تن به زبان‌ فرانسه‌، و پنج تن به ايسلندي نوشتند.1 عجيب است كه اين دو تنها زبان‌هاي محلي بودند كه‌ جلوه‌گر شدند.
بلوغ زودرس زبان ايسلندي را مي‌توان ناشي از همان علتي دانست كه در مورد تأخير پيدايش‌ آثار ادبي به زبان‌هاي اسپانيايي و ايتاليايي گفته شد. براي مردم جنوب اروپا درك لاتيني چندان‌ مشكل نبود. ولي براي مردم اسكانديناوي اگر هم غيرممكن نبود دشوار مي‌نمود كه زباني بيگانه‌ با زبان خود را بپذيرند. بدين‌ترتيب‌، همه‌ٴ عوامل مساعد آن بود كه زبان ايسلندي به‌صورت‌ مكتوب درآيد، و نه زبان ايتاليايي يا اسپانيايي‌. در مورد زبان فرانسه بهتر است اين را به‌خاطر داشته باشيم‌، زبان فرانسه‌ٴ شمالي كه زبان دو كشور، يعني فرانسه‌ٴ شمالي و انگلستان بود، بايستي‌ براي برخي نويسندگان آنگلونورمان اعتبار زباني بيگانه و ممتاز را داشته باشد. از اين گذشته‌، زبان فرانسه با پيدايش ترانه‌ٴ رولان اعتباري يافته بود. از سوي ديگر، زبان انگليسي كه قبلاً در زمان آلفرد كبير (نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ نهم‌)، يعني پيش از، هر زبان محلي ديگر جوانه زده بود، اكنون‌، بر اثر تفوق نورمانها در تاريكي فرو مي‌رفت‌.
پس از اين كه توزيع جغرافيايي محققان مورد توجه قرار گرفت‌، جالب است كه افراد ممتاز را بررسي كنيم‌. برجسته‌ترين رياضيدان عصر، يعني بهاسكره‌، هندي بود. در آغاز سده‌، هنوز مسلمانان شرقي مي‌توانستند دو تن از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي قرون وسطا را عرضه كنند، يعني غزالي و عمرخيام را؛ علاوه بر اين‌، خازني فيزيكدان و شهرستاني مورخ ملل و نحل را پروردند، يعني دو شخصيت اصيلي را كه در هيچ جا همتايي نداشتند.
از اسپانيا دو تن از فيلسوفان ممتاز برخاستند، يعني ابن‌باجه و ابراهيم بن عزرا؛ دو رياضيدان‌، يعني جابر بن افلح و ابراهيم برحيه‌؛ دو پزشك‌، يعني ابن‌زهر پدر و پسر؛ اسحاق بن‌ برون‌، كه او را مي‌توان بنيانگذار زبان‌شناسي تطبيقي زبان‌هاي سامي دانست‌؛ و دو مترجم‌، يعني‌ يعني يوحناي اشبيلي و گونديسالوو.
تعدادي پزشك و حقوقدان را مديون ايتاليا هستيم‌: نيكولاس سالرنويي‌، ماتايوس‌ پلاتياريوس‌، بنونوتوس گرافيوس‌، ايرنريوس و گراتيان‌.
ولي رهبر بزرگ قلمرو مسيحيت فرانسه بود، كه اعتبار آن به‌وسيله‌ٴ نابغه‌هايي از قبيل سن‌ برنار، سوژر سن‌دني‌، آبلار، تئودوريك شارتري‌، ژيلبر دولاپوره‌، ويليام كونكزي و اوردريك‌


1 .از نظر سهولت‌، اِداها را يك اثر فرض كرده‌ايم‌.